سه‌شنبه ۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۴:۰۶

علیرضا رضاداد:

«جشنواره فجر» آیینه یا «ویترین سینمای ایران» است/ بعضی از سازمان‌ها ماموریت دارند تا به مشارکت یا تولید فیلم بپردازند/ اطلاق «اصطلاح ارگانی» به این فیلم‌ها گونه‌ای تحقیر است

علیرضا رضاداد و عباس صالحی در اختتامیه سی ویکمین جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان

سینماپرس: «علیرضا رضاداد» با بیان این مطلب که بعضی از سازمان‌ها ماموریت دارند تا به مشارکت یا تولید فیلم بپردازند؛ گفت: مسئولیت این سازمان‌ها این است که از یک حوزه‌ای در سینما حمایت، طرفداری، مشارکت و سرمایه‌گذاری کنند، اطلاق اصطلاح ارگانی به این فیلم‌ها، گونه‌ای تحقیر است اما در بعضی از سال‌هایی که همه پول‌هایی دارند و می‌خواهند خود را پشت سینما پنهان کنند و یا هدف‌های دیگری از فیلمسازی دارند ما شاهد به هم ریختگی در نظام سینمایی کشور بوده‌ایم.

به گزارش سینماپرس، علیرضا رضاداد از مدیران اسبق بنیاد سینمایی فارابی و یکی از دبیران پیشین جشنواره فیلم فجر است که در ۶ دوره برگزاری، فراز و نشیب‌های بسیاری را در دوران دبیری خود بر جشنواره از سرگذرانده است. از حواشی اکران «عصبانی نیستم» تا سال‌هایی که جشنواره برای نخستین بار در برج میلاد برگزار می‌شد. به همین بهانه و در آستانه برگزاری جشنواره فیلم، ایرنا با این دبیر اسبق جشنواره فیلم فجر به گفت‌وگو نشست که در ادامه مشروح آن را می‌خوانید:

جایگاه جشنواره فیلم فجر بعد از ۴۳ دوره را چطور ارزیابی می‌کنید؟

رضاداد: به اعتقاد من جشنواره فجر حلقه‌ای است میان تولید و نمایش و وضعیتش بسیار متاثر از وضعیت تولید است. اگر ما به لحاظ تنوع آثار و حضور سینماگران جوان سال تولیدی پر باری داشته باشیم، سبد برجسته جشنواره فیلم‌های اول و فیلم‌های افرادی است که کار اول یا دوم‌شان را تولید کرده‌اند. مثل سالی که فیلم ابد و یک روز در جشنواره اکران شد و بیشتر جوایز جشنواره را به خودش اختصاص داد.

اگر وضعیت تولید وضعیت به سامانی باشد، می توان سبدی متعادل از فیلم‌های گوناگون از جهت میزان حضور بخش خصوصی و میزان سرمایه‌های غیر خصوصی داشت.

سرمایه‌های نامشخص در دو دهه اخیر، نظام تولید سینمایی را مخدوش کرده

در سال هایی جشنواره محل رقابت فیلم های ارگانی بوده، وضعیت حضور ارگان‌ها در جشنواره را چطور می‌بینید؟

رضاداد: بعضی از سازمان‌ها ماموریت دارند تا به مشارکت یا تولید فیلم بپردازند؛ مثل انجمن سینمای دفاع مقدس. مسئولیت این سازمان‌ها این است که از یک حوزه‌ای در سینما حمایت، طرفداری، مشارکت و سرمایه‌گذاری کنند، اطلاق اصطلاح ارگانی به این فیلم‌ها، گونه‌ای تحقیر است اما در بعضی از سال‌هایی که همه پول‌هایی دارند و می‌خواهند خود را پشت سینما پنهان کنند و یا هدف‌های دیگری از فیلمسازی دارند ما شاهد به هم ریختگی در نظام سینمایی کشور بوده‌ایم.

سینمای ما درگیر کدام یک از این دو وجه است؟

رضاداد: وضعیت سینمای ما به لحاظ درگیری با سرمایه‌های خصوصی یا دولتی، در سال‌های مختلف متفاوت بوده است. بعد از اتمام جشنواره می‌توان میزان مشارکت بخش خصوصی را نسبت به بخش دولتی سنجید. یک اشکالی که در سینمای ما وجود دارد، پنهان بودن منشا سرمایه‌ها است و این گاهی به فساد در سینما هم انجامیده است. گاهی اتفاق می‌افتد که یک شخص پروانه ساخت را گرفته است اما منشا سرمایه، سرمایه شخص نیست و حتی سرمایه ناشناخته است.

این مسئله به خصوص در دو دهه اخیر رواج بیشتری پیدا کرده است و موجب مخدوش شدن نظام تولید در سینما شده است. در سال‌هایی که پروانه ساخت روال طبیعی‌تری را طی می‌کند و محدویت‌های کمتری برای سینماگران وجود دارد تمایل به مشارکت در بخش خصوصی افزایش می‌یابد.

هیچ داوری عدالت را به نفع پروداکشن سنگین قربانی نمی‌کند

رضاداد: وقتی شرایط طوری باشد که مشارکت ۸۰ به ۲۰ به نفع بخش دولتی باشد، این برای سینما ضرر است. در سینمای ایران باید منحنی مشارکت بخش خصوصی به گونه ای باشد که بخش دولتی هرچه کمتر مشارکت داشته باشد تا حیات طبیعی سینما ادامه دار باشد. دولت باید علاوه بر زیرساخت‌ها، در پروژه‌هایی سرمایه‌گذاری کند که از جهت ساخت در الویت باشند و ریسک بازگشت سرمایه آن به دلیل نحوه تولید و هزینه‌ها و نه به دلیل فقدن جذابیت، بالا باشد؛ چون کسی به بازگشت پول دولتی فکر نمی‌کند.

جشنواره فجر آیینه یا ویترین سینمای ایران است. هر حسنی در تولید وجود داشته باشد در جشنواره انعکاس می‌یابد و هر نقصی هم در تولید وجود داشته باشد در جشنواره انعکاس پیدا می‌کند.

بدین شکل آیا همچنان رقابت در جشنواره وجود خواهد داشت؟ یا تبدیل به جشنی میشود که سینماگران در آن حضور پیدا میکنند.

رضاداد: سینما همچنان حالت رقابتی خودش را حفظ کرده و حضور سرمایه‌های متفاوت به حالت رقابتی آن آسیبی نمی‌زند اما رقابت تحت تاثیر سرمایه‌ها می‌تواند شرایط متفاوتی داشته باشد. طبیعی است، کسی که سرمایه بیشتری جذب کرده است، توانسته کارهایی را تولید کند که فرد مشابهی در بخش خصوصی نتوانسته انجام دهد.
طلاق اصطلاح ارگانی به این فیلم‌ها، گونه‌ای تحقیر است اما در بعضی از سال‌هایی که همه پول‌هایی دارند و می‌خواهند خود را پشت سینما پنهان کنند و یا هدف‌های دیگری از فیلمسازی دارند ما شاهد به هم ریختگی در نظام سینمایی کشور بوده‌ایم

ما در بعضی از سال‌ها در داوری هم درگیر این مسئله هستیم. بعضی از فیلم‌ها پروداکشن‌های بزرگی دارند و درمقایسه با فیلمی قرار می‌گیرند که پروداکشن کوچکی دارد. فیلم‌هایی که پروداکشن سنگینی دارند قائدتا نتوانسته‌اند از جیب خودشان هزینه کنند و به یک جایی از نظر سرمایه متکی بوده‌اند.

رقابت این دو فیلم اجتناب ناپذیر است؛ داور نمی‌تواند بگوید چون منشا پول این فیلم دولتی است یا فارابی پول این فیلم را داده، بازیگری یا طراحی صحنه آن را نمی‌بینم. در عین حال باید گفت کار خلاقه خودش را نشان میدهد و اگر پشتوانه آن سرمایه گذاری زیاد، نگاه هنری و خلاقه نباشد بی ارزشی آن کار بیشتر نمایان می‌شود.

برای مثال «ابد و یک روز» ظاهرا پروداکشن سنگینی نداشت اما همه مولفه‌های زیباشناسی را داشت. در آن سال ممکن است فیلم هایی با پروداکشن سنگین هم در جشنواره بوده باشند اما دیده نشده باشند؛ با این همه هیچ داوری عدالت را به نفع پروداکشن سنگین قربانی نمی‌کند.

جایزه مشترک «آذر شهدخت ...» و «رستاخیز» حاصل رویکرد حمایت از بخش خصوصی بود

چه چالش هایی در سال های دبیری شما وجود داشت؟ آیا این حقیقت وجود دارد که فشارهایی از بیرون با دبیر جشنواره آورده میشود؟

رضاداد: یکی از چالش‌هایی که من در سال ۹۲ تجربه کردم این بود که ما در آن سال دو فیلم با پروداکشن سنگین داشتیم. فیلم «چ» آقای ابراهیم حاتمی کیا و فیلم «رستاخیز» آقای احمدرضا درویش. این دو فیلم با یکدیگر رقابت داشتند و این منطقی بود اما چالش اصلی بین این دو فیلم با سایر فیلم ‌ها بود که عمدتا با بودجه‌های متعارف و در بخش خصوصی ساخته شده بودند؛ این مقایسه باید اتفاق می‌افتاد.

در نهایت برخلاف آیین نامه جشنواره داورها به این جمع بندی رسیدند که یکی از مقررات جشنواره را نادیده بگیرند و جایزه بهترین فیلم را به دوفیلم بدهند

در نهایت برخلاف آیین‌نامه جشنواره، داورها به این جمع بندی رسیدند که یکی از مقررات جشنواره را نادیده بگیرند و جایزه بهترین فیلم را به دوفیلم بدهند.

این جایزه هم به فیلم «آذر، شهدخت پرویز و دیگران» آقای بهروز افخمی که در بخش خصوصی ساخته شده بود و همه مولفه‌های زیبایی شناسی را داشت داده شد و هم به فیلم «رستاخیز» آقای درویش. این وضعیت‌ها گاهی تصمیم گیری را برای داوران سخت می‌کند.

شما با تصمیم داوران موافق بودید؟

رضاداد: من هم با تصمیم داوران موافق بودم و استدلال آنها هم متقاعدکننده بود. این اقدام از رویکرد سیاستگذاری حمایت از بخش خصوصی نیز پشتیبانی می‌کرد؛ پس آن جایزه به فیلم «آذر، شهدخت ...» این رویکرد را اعلام می‌کند که فیلم بخش خصوصی نادیده گرفته نمی‌شود.

نتیجه این نگاه این شد که در سال‌های بعد میزان ۲۰ به ۸۰ سرمایه‌گذاری دولت به نفع بخش خصوصی بدون لطمه به کیفیت فیلم‌ها تحقق پیدا کند؛ کمااینکه در سال ۹۵ فیلم «ابد و یک روز» توانست با پروداکشن سبک و تولید در بخش خصوصی، در جشنواره مورد توجه قرار بگیرد.

بابت این انتخاب که جسورانه هم بود، فشار بیرونی وجود نداشت؟

رضاداد: در مقررات جشنواره پیش‌بینی شده است که در شرایط استثنا و متفاوت، دبیر این اختیار را دارد که تفسیر بندهای آیین‌نامه را در شرایط استثنا تغییر دهد؛ البته معمولا دبیران با شورای سیاست‌گذاری و رئیس سازمان سینمایی در اینگونه موارد مشورت می‌کنند و چنین اتفاقی متاثر از یک تصمیم جمعی است.

این مسئله مختص جشنواره فجر نیست و در جشنواره کن هم در بعضی از دوره‌ها جایزه بهترین فیلم مشترکا به دو فیلم داده شده است. درجشنواره‌های بین المللی هم متعارف نیست یک جایزه به دو فیلم داده شود اما برای مثال فیلم «طعم گیلاس» عباس کیارستمی هم نخل طلای کن را به صورت مشترک با یک فیلم دیگر دریافت کرد.

انصراف کارگردان «من عصبانی نیستم» فداکاری برای سینما بود

سال ۹۲ یکی از پرچالش ترین سال های دبیری شما بود. دوره ای که فیلم «من عصبانی نیستم» فشارهای بیرونی را تجربه کرد و در نهایت به انصراف کارگردان ختم شد. این چالش را چطور می‌بینید؟

رضاداد: جامعه ما یک جامعه سیاست زده است و این تنش‌ها و رقابت‌های سیاسی گاهی به ناحق وارد حوزه فرهنگ می‌شود. در سال‌هایی که ترکیب نهادهای سیاسی گوناگون یک دست‌تر است، هر رویدادی با آرامش بیشتری برگزار می‌شود اما آن سال ترکیب دولت و مجلس ترکیب متفاوتی بود.

در چنین شرایطی باید به گونه‌ای برخورد کرد که کار انجام شود و کم‌ترین طبعات منفی اتفاق بیفتد. فیلم «من عصبانی نیستم» هم یکی از چالش‌های آن دوره بود.

شما این چالش را چطور حل کردید؟ آیا مثلا تصمیم به استعفا گرفتید؟ یا حتی گفت و گوی مستقیمی با ایشان داشتید؟

رضاداد: همراهی آقای رضا درمیشیان و درک موقعیت توسط ایشان و توسط همه سینماگران، کمک کرد که تنش‌های احتمالی سیاسی با یک درک جمعی حل شود. در آن شرایط فکر می‌کنم یکی دو نفر از سینماگران در رابطه با حساسیت‌های پیش آمده با آقای درمیشیان صحبت کردند و ایشان هم اقدام به انصراف کردند.

البته در متنی هم که برای انصراف نوشتند و توسط آقای شهیدی فر اعلام شد، قید شده بود که این اقدام برای درک موقعیت سینما و در حاشیه قرار نگرفتن آن انجام شده است. کار ما در انتخاب و نمایش و داوری فیلم‌ها قانونی بود. در عین حال فشار روی جشنواره از بابت این کار هم از ابتدا زیاد بود. بهتر هم بود که آقای وزیر و وزارت‌خانه تحت این فشارها قرار نمی‌گرفتند و جشنواره روال طبیعی خود را طی می‌کرد ولی چون سال اول دولت بود، آقای جنتی ترجیح‌ داد با مجلس درگیر نشود که به فداکاری آقای درمشیان منجر شد.

پس کار آقای درمیشیان را فداکاری می‌دانید؟

رضاداد: به نظر من و خود ایشان، این کار یک فداکاری برای سینما محسوب می‌شود و درواقع این کار آقای درمیشیان به نفع مجموعه سینما بود.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.